مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیهالسلام
قلب سنگ از اشک خـیـمه آب شد تـیــر سـمـت آسـمـان پـرتــاب شـد در حرم میگـفت چـشـمی اشکـبار رحم کن ای تیر! بر این شیرخوار نیست غیر از تـشـنگی تـقـصیر او رحـم کـن بـر مــادر بـیشــیــر او تیری اما، زخم تو چون خنجر است آن گـلـو از برگ گل نازکـتر است گـر نـنـوشـد آب، پـر مـیگـیـرد او گـر بـنـوشـد آب هـم مـیمـیــرد او مـرگ مـیگــردد پـی گـهــوارهاش مانده مادر... تا چه سازد چـارهاش جـای لـب بر هم زدن این مـاه وش گر زبانی داشت میگـفـت العـطش |